وب‌­سایت­‌ها­ و وبلاگ­‌های پرشماری در اینترنت وجود دارند که منحصراً به اشاعه دیدگاه‌­هایی منفی در خصوص عقاید و آموزه­‌های اسلامی مشغولند و شبکه‌­ای را شکل داده­‌اند که به «شبکه ضدجهاد» معروف شده است. آنها با پیش‌­فرض قرار دادن اسلام و مسلمانان به‌­عنوان «خطرناک­‌ترین عوامل تهدید برای غرب»؛ به ایجاد و بازتولید ترس و خطر سبز یا همان هراس از اسلام به شیوه‌­ها و شگردهای مختلف می‌­پردازند. ماتیاس اِکمان (۲۰۱۵)، استاد دپارتمان مطالعات رسانه در دانشگاه استکهلم سوئد، جهت بررسی ساختار و نحوه عملکرد شبکه آنلاین ضد­جهادی یادشده، سه مورد مشهورتر آن را به­‌عنوان نمونه پژوهش خود برگزیده است:

۱.  وب­‌سایت امریکایی جهاد واچ (Jihad Watch): این سایت در سال ۲۰۰۳ میلادی به­‌دست رابرت اسپنسر* راه‌­اندازی شد و روزانه ۱۰ تا ۱۵ مطلب ضداسلامی منتشر می­‌کند.

۲.  وب­‌سایت اروپایی دروازه­‌های وین (Gates of Vienna): این سایت چنان­‌که از نام طعنه‌­آمیزش مشخص است، طرفدار و مروج نظریه­‌های اروپامحور است و از سال ۲۰۰۳، روزانه حداقل پنج یادداشت منتشر می­‌کند که واجد دیدگاه­‌های کم‌­وبیش خصمانه هستند.

۳.  وب­‌سایت سوئدی آوپیکسلات (Avpixlat) که متعلق به دموکرات­‌های تندرو دست‌­راستی سوئد است.

معیارهای انتخاب این سه نمونه عبارتند از: الف- محبوبیت و تعداد بالای خوانندگان و بینندگان و ب- تنوع جغرافیایی آنها. جامعه آماری این مطالعه، ۱۰۰۰۰ یادداشت منتشرشده در سایت­‌های مذکور طی سال ۲۰۱۲ میلادی بوده است که پس از حذف مطالب غیر­مرتبط با مسلمانان، ۶۰۰ یادداشت (۲۰۰ پست از هر وب­‌سایت) به­‌عنوان نمونه اتفاقی، برای بررسی و تحلیل کیفی انتخاب شدند. اکمان پس از مطالعه نمونه­‌های فوق با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی، مضامین کلیدی و رایج مرتبط با مسلمانان در شبکه ضد­جهادی را این­‌چنین خلاصه کرده است:

۱) جهاد پنهان، نفوذ و رخنه خاموش اسلام: رابرت اسپنسر در کتاب خود تحت عنوان جهاد پنهان: چگونه اسلام رادیکال بدون سلاح و بمب سعی در براندازی امریکا دارد؟، این ایده را مطرح می­‌کند که گروه­‌ها و سازمان­‌های اسلامی مخفیانه در پی ایجاد تغییر در سیاست­‌های حاکم ایالات متحده هستند. پس از چاپ کتاب جهاد پنهان، مضامین و درون­‌مایه­‌های آن دائماً در فضای مجازی ترویج و تبلیغ شده است.

۲) تحمیل شریعت اسلامی بر جوامع غربی: گروه­‌های ضد­جهادی بر تغییرات جزئی اما سریع و محسوس رفتارهای اجتماعی بر پایه شریعت اسلامی تأکید می­‌ورزند. آنها به مواردی از قبیل درخواست مسلمانان برای در اختیار داشتن فضاهای عمومی و نیمه عمومی مجزا همچون استخر، مدرسه، محل کار، عبادتگاه و نیز ممنوعیت سرو مشروبات الکلی و الزام به رعایت ذبح اسلامی و تهیه غذای حلال (در محیط­‌های حضور و فعالیتشان) اشاره می­‌کنند. عده­‌ای حتی بر موفقیت‌­های جامعه اسلامی مقیم کشورهای غربی در ایجاد تحولاتی اندک در برخی از این زمینه‌­ها خرده می‌گیرند و می‌­پرسند: چرا تعدادی از مدارس باید با دانش­‌آموزان مسلمان خود برخوردی ویژه داشته باشند و برای آنها غذای حلال سرو کنند؟

۳) اسلام به­‌عنوان یک ایدئولوژی سیاسی استبدادی: درون­‌مایه متداول دیگر، هم‌­سنگ و معادل دانستن اسلام یا اسلام‌­گرایی (اصطلاحی برای اشاره به اسلام سیاسی) با فاشیسم و کمونیسم به‌­مثابه یک ایدئولوژی خودکامه و انحصارطلب است و برای اثبات این ادعا مصادیقی همچون اعمال گروه‌­های اسلامی افراط‌­گرا یا نحله­‌های فکری تکفیری نظیر سلفیه و وهابیت ذکر می­‌شود.

۴) مسلمانان، جماعتی ذاتاً خشونت­طلب: مسلمانان، تحت تأثیر اسلام به­‌عنوان یک ایدئولوژی انحصارطلب و تمامیت­‌خواه، مردمی ذاتاً خشن شمرده می­‌شوند. دلیل آشکار و عیان این مدعا، اعمال تروریستی مسلمانان در سراسر جهان و همچنین آیه­‌های خاصی از قرآن است که خشونت و تندروی را [از دید غربی‌­ها] ترویج می­‌کنند. از این منظر، مسلمانان میانه­‌رو که اقدامات تروریستی هم­‌کیشان خود را محکوم و بر صلح‌­طلبی اسلام تأکید می­‌کنند، در واقع از روی عمد در حال پنهان کردن حقایق دینشان [= تقیه] هستند. خشونت­‌هایی که به فرهنگ اسلامی و مسلمانان نسبت داده می­‌شود، عبارت است از: تجاوز، آزار و اذیت کودکان، اِعمال خشونت علیه غیرمسلمانان و مهم‌تر از آن، خشونت جنسی و بد­رفتاری نسبت به زنان که شامل ضرب­‌وشتم، ختنه دختران، ازدواج اجباری در سنین پایین و امثال آن می­‌گردد.

۵) و نهایتاً مهم‌­تر از همه، تهدید جمعیتی مسلمانان: اسلام با بیش از یک­‌و­نیم میلیارد پیرو، به­‌لحاظ جمعیت دومین دین بزرگ دنیا است و ضمن برخورداری از سریع‌­ترین میزان رشد در میان کلیه ادیان، گستره­ جغرافیایی وسیعی از اندونزی در جنوب شرق آسیا تا مراکش در شمال غرب افریقا را در­بر می­گیرد. همچنین، امروزه در اکثر کشورهای اروپایی مسلمانان بزرگ‌­ترین اقلیت مذهبی هستند و در مجموع، ۴ تا ۵ درصد جمعیت اروپا را تشکیل می­‌دهند؛ مسلمانان حداقل ۲۵% از جمعیت شهرهای مارسی و روتردام، ۲۰ درصد از جمعیت شهر مالمو، ۱۵ درصد از بروکسل و بیرمنگام و ۱۰% از جمعیت کلان­‌شهرهای لندن و پاریس را به خود اختصاص داده‌­اند. از دید محققان غربی این مسأله از چنان اهمیتی برخوردار است که فقط در سال ۲۰۰۶ و پس از ماجرای پرهیاهوی کارتون‌­های دانمارکی، چند کتاب برجسته در مورد خطر جمعیتی مسلمانان منتشر شد، از جمله: وقتی اروپا خواب بود: چگونه اسلام رادیکال غرب را از درون متلاشی می‌­کند؟ اثر بروس باور، نویسنده، شاعر و منتقد ادبی همجنس‌گرای امریکایی؛ کتاب پرفروش لاندستان [ترکیب دو کلمه لندن و پاکستان] نوشته ملانی فیلیپ،تحلیل­‌گر و ژورنالیست بریتانیایی و اثر بسیار جنجالی مارک استین، نویسنده و ستون­‌نگار کانادایی،امریکای تنها: پایان دنیایی که می­‌شناسیم.

در همین زمینه بات یعور، نویسنده­ یهودی، اصطلاح یوروبیا را در رابطه با حضور مسلمانان در اروپا ابداع کرده است.یوروبیا که متشکل از دو واژه­ یورپ (اروپا) و عربیا (عربی) است، بر این مفروض عجیب اشاره دارد که در آینده، اروپا با گسترش بیش از پیش جمعیت مسلمانان عمدتاً عرب، متحد دنیای عرب و یا حتی زیر­مجموعه­ آن خواهد شد. به عبارت دیگر، رشد جمعیت­ مسلمانان در اروپا از طریق مهاجرت و نیز زاد و­ ولد، در نهایت به شکل­‌گیری اکثریت مسلمان در آن قاره منجر می­‌شود و طبیعت به‌­لحاظ تاریخی مسیحی و در حال حاضر سکولار جامعه اروپا را تهدید خواهد کرد. اما آیایوروبیا واقعاً تهدیدی حایز اهمیت است؟ حقیقت امر این است که چنین واژه­‌سازی­‌های متوهمانه‌­ای، در­حالی‌­که مسلمانان حداکثر ۵ درصد جمعیت اروپا را تشکیل می­‌دهند، تنها در قالب یک واژه قابل توضیح است: "هراس اخلاقی"؛ ترس و واهمه­‌ای که هدفمند ایجاد می­‌شود تا توجیه‌­گر تصمیمات سیاست‌­مداران و تسهیل­‌کننده برنامه­‌ها و سیاست‌­های ظالمانه آنان در قبال برخی اقلیت­‌ها همچون مسلمانان باشد. بنابراین سخنان مایکل شوئر، مأمور سابق سیا، در شبکه خبری سی‌ان‎ان مبنی بر اینکه: «اروپا از حیث جمعیتی در حال احتضار است و تا سال ۲۰۵۰ میلادی، قاره‌­ای اسلامی خواهد بود» و یا اظهارات اخیر برنارد لوئیس، مورخ برجسته دانشگاه پرینستون، در روزنامه  اورشلیم‌­پست که: «اروپا حداکثر تا پایان این قرن اسلامی خواهد شد»، هرچند ادعاهایی گزاف به نظر می‌­رسد، غیر­طبیعی و خلاف انتظار نیست و کاملاً در قالب مذکور، یعنی هراس اخلاقی، جای می­‌گیرد.

در مجموع، با ارجاع به پژوهش ماتیاس اکمان می‌­توان نتیجه گرفت که، با جهانی‌شدن فضای مجازی، امکان جدید و بی­‎سابقه‌­ای برای اعمال فشار ذهنی و روانی آنلاین علیه مسلمانان شکل گرفته و به سرعت گسترش یافته است. نحوه بازنمایی اسلام و مسلمانان در رسانه­‌های نوظهور مبتنی بر شبکه جهانی وب، تا حد قابل توجهی همسو و منطبق با الگوهای عملی و اجرایی رسانه‌­های سنتی و در مواردی حتی شدیدتر و بی‌­رحمانه‎­تر است. رسانه­‌های جدید اسلام را به‌­عنوان یک دین مطلقاً خشن و مسلمانان را به­‌عنوان جماعتی «بنیادگرا، تروریست، جنسیت‌­گرا، جنگ­‌طلب، خودکامه، درنده­‌خو و متحجر» معرفی می‌­کنند. چنان­‌که می­‌دانیم، این همان تصویری است که رسانه­‌های سنتی غرب اعم از مطبوعات، سینما، تلویزیون و ... برای دهه‌­ها از مسلمانان منعکس کرده­‌اند.

 

پی­‌نوشت:

* اسپنسر: از سردمداران مخالفت با اسلام و نویسنده­‌ای که دائماً در رسانه‌­های غربی به‌­عنوان کارشناس اسلامی ظاهر می­‌شود و بینندگان خود را مستفیض می­‌گرداند. وی چکیده دیدگاه نادرست و انحرافی خود در مورد اسلام را این­‌گونه توضیح می‌­دهد: اسلام تنها دینی است در جهان، با الهیات و سیستم حقوقی و آموزه‌­های پیشرفته که فرمان «اِعمال خشونت علیه کسانی که معتقد به این آیین نیستند» را صادر می­‌کند و به مسلمانان دستور می‌­دهد، نبردی گسترده را جهت برقراری هژمونی و نظم اجتماعی اسلامی در سرتاسر جهان آغاز نمایند.

منبع:

Ekman, Mattias. 2015. "Online Islamophobia and the Politics of Fear: Manufacturing the Green Scare." Ethnic and Racial Studies 38(11): 1986-2000